اول مهر برای خیلیها، شروع یک سال تحصیلیِ صرف است، اما برای من، شروع یک دنیای کاملاً متفاوت بود.
آن روز صبح، وقتی وارد حیاط حوزه شدم، هنوز آفتاب کاملاً بالا نیامده بود. نگاهم به کاشیکاریِ بالای ایوان افتاد. کلمات روی آن کاشیهای آبی، در آن سکوت صبحگاهی، انگار به من خوشآمد میگفتند و قلب مضطربم را آرام میکردند.
در ورودی را که باز کردم، عطر معنویت، آمیخته با بوی فرشهای قرمز و کتابها، فضا را پر کرده بود؛ حس امنیت، وجودم را لبریز کرد. لوستر بزرگی، نور را مثل باران روی سر خواهرانی میپاشید که با چادرهای مشکی، روی زمین نشسته بودند. من هم گوشهای نشستم. لرزشی از شوق و اضطراب درونم پیچید.
اینجا همان جایی بود که سالها در ذهنم تصور میکردم؛ یک پناهگاه امن و معنوی. اما با خودم میگفتم: «آیا من هم میتوانم در این مسیر استوار بمانم؟»
از آن فضای دنج و سنتی، وارد سالن اجتماعات بزرگ شدم. صندلیهای سبز و جمعیت پرشور خواهران، حالوهوای دیگری داشت. من که هنوز از فضای سنتی قبلی جدا نشده بودم، با دیدن آنها کمی دستپاچه شدم. آن سالن بزرگ، با آن سقفهای بلند و جمعیت مشتاق، عظمتی داشت که هم هیجانانگیز بود و هم کمی استرسآور.
کنار یکی از خواهرها نشستم. چند لحظهای گذشت؛ پرسیدم: «شما هم برای مصاحبه آمدهاید؟»
لبخندی زد و با گرمی گفت: «نه، من طلبهی سال سوم هستم. نگران نباش، من هم روز اول همینقدر استرس داشتم.»با همان جملهی کوتاه، تمام ترسهایم ریخت.
پس از مصاحبه، وقتی از اتاق بیرون آمدم، به اطرافم نگاه کردم؛ اما این بار نگاهم متفاوت بود. سؤالهایی که همان روز در اتاق مصاحبه از من پرسیدند، مثل کلیدی در ذهنم چرخید و دریچهای تازه به رویم باز کرد.
تازه فهمیدم که اینجا فقط یک مکان برای درس خواندن نیست؛ اینجا یک کارگاه برای «شدن» و «ساختن» است.
به کاشیهای آبی، به فرشهای قرمز، به صندلیهای سبز و به چهرههای نورانی نگاه کردم. ناگهان اشک در چشمانم حلقه زد. آن روز پر از شوق واضطراب، به من یاد داد که اگرچه ترس از ناشناختهها طبیعی است، اما وقتی در جمعی قرار میگیری که همه یک هدف دارند، ترس جای خود را به قدرت میدهد.
بعد از گذشت سالها، هر بار که وارد آن سالنها میشوم، یاد اولین قدمهایم میافتم و به خودم میبالم که آن مسیر را انتخاب کردم.آن مهر، فقط شروع یک سال تحصیلی نبود؛ آغاز یک زندگی ناب بود.
راستی، شما روز اول ورود به حوزهتان را چطور شروع کردید؟ چه اتفاق یا حرف کوچکی، آن روز باعث آرامش قلبتان شد؟
✍🏻 محبوبه دوستی


آخرین نظرات